
بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی دود آید ؛ و بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی مشک آید . این ، کسی دریابد که او را مشامی باشد . یار را می باید امتحان کردن ، تا آخر پشیمانی نباشد . سنت حق این است : ( اِبدا بِنَفسِک ) . نفس نیز اگر دعوی بندگی کند ، بی امتحان از او قبول مکن .
در وضو ، آب را در بینی می برند . بعد از آن می چشند - به مجرد دیدن آب قناعت نمی کنند - یعنی شاید صورت آب بر جا باشد و طعم و بویش متغیر باشد . این امتحان است جهت صحت آبی . آنگه بعد از آن به رو می برند .
هر چه تو در دل پنهان داری – از نیک و بد – حق تعالی آنرا بر ظاهر تو پیدا گرداند . هر چه بیخ درخت پنهان می خورد ، اثر آن در شاخ و برگ ظاهر می شود ؛ اگر هر کسی بر ضمیر تو مطلع نشود ، رنگ روی خود را چه خواهی کردن ؟!!!
حضرت مولانا ( فیه ما فیه )

نقل است که ابو محمد جریری مجلسی داشت . جوانی برخاست و گفت : دلم گم شده است ! دعا
کن تا باز دهد !
جریری گفت : ما همه در این مصیبت ایم !!!
ایام رحلت جانسوز پیامبر رحمت ، حضرت محمد مصطفی ( ص )
و شهادت ائمه ی جود و سخا ، امام حسن مجتبی ( ع )
و امام علی ابن موسی الرضا ( ع )
بر رهپویان طریق حق تسلیت و تعزیت باد .

عزیز گرانقدری شعر بسیار زیبای زیر را برایم ارسال نموده بود که :
وقتی به عشق گفتی : ای دل جواب ، آری !
دیگر نمی توان خفت ، آسوده در کناری !
وقتی دل آشنا شد ، با راز عشق ، دیگر
این گام خسته ی تو ، این وسعت صحاری
وقتی ز پای فتادی ، باید به سر دویدن
سستی گذر ندارد ، در کوی بیقراری
آرامش حقیری ، در جان برکه می رفت
طوفان نهیب زد : هی ! دل مرده ی حصاری !
تالابهای راکد ، از عشق بی نصیب اند
باید زخود گذشتن ، چون رودهای جاری
دکتر ترکی ( کتاب فصل فاصله ها )
برایم بسیار عجیب می نمود که چون است عاشقی و رکود !!! اما اگر عشق یک طرفه باشد چگونه تفسیری دارد ؟!! در کتاب گرانسنگ (( فیه ما فیه )) ، به نوشته ای از حضرت مولانا برخوردم که جواب این سوال بود .
" یکی گفت : عاشق می باید که ذلیل باشد و خوار باشد و حَمول باشد ...... واز این اوصاف بر می شمرد !
فرمود که : عاشق اینچنین می باید وقتی که معشوق خواهد ، یا نه ؟! اگر بی مراد معشوق باشد ، پس او عاشق نباشد ؛ پیرو مراد خود باشد ؛ و اگر به مراد معشوق با شد ، چون معشوق او را نخواهد که ذلیل و خوار باشد ، او ذلیل و خوار چون باشد !!!!
پس معلوم شد که معلوم نیست احوال عاشق ؛ الا تا معشوق او را چون خواهد ! "
پس اگر خواست باید سرسپار باشد و چون نخواست ؛ همان به که سرّ عشق پوشیده بماند و از این دو حال خارج نباشد !
