تبليغاتX
هبوط

 

خوشست  عمر و دریغا که جاودانی نیست

پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست

درخت قدرصنوبر خرام انسان را

مدام رونق نوباوهء جوانی نیست

گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی

ولیک امید ثباتش چنانکه دانی نیست

دوام پرورش اندر کنار مادر دهر

طمع مکن که درو بوی مهربانی نیست

مباش غره و غافل چو میش سر در پیش

که در طبیعت این گرگ گله بانی نیست

چه حاجتست عیان را باستماع بیان؟

که بی وفایی دور فلک نهانی نیست

کدام باد بهاری وزید در آفاق

که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟

اگر ممالک روی زمین بدست آری

بهای مهلت یک روزه زندگانی نیست

دل ای رفیق درین کاروانسرای مبند

که خانه ساختن آیین کاروانی نیست

اگر جهان همه کامست و دشمن اندر پی

بدوستی که جهان جای کامرانی نیست

چو بت پرست بصورت چنان شدی مشغول

که دیگرت خبر از لذت معانی نیست

طریق حق رو و در هر کجا که خواهی باش

که کنج خلوت صاحبدلان مکانی نیست

جهان ز دست بدادند دوستان خدای

که پای بند عنا٬ جز جهان ستانی نیست

نگاه دار زبان تا بدوزخت نبرد

که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست

عمل بیار و علم برمکن که مردان را

رهی سلیم تر از کوی بی نشانی نیست

کف نیاز بدرگاه بی نیاز بر آر

که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست

مخور چو بی ادبان گاو تخم کایشان را

امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست

مکن که حیف بوَد دوست بر خود آزردن

علی الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست

چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق

چو مرد را بارادت صدف دهانی نیست

زمین بتیغ بلاغت گرفته ای سعدی

سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست

بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت

نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست

نه هر که دعوی زورآوری کند با ما

بسر برد که سعادت بپهلوانی نیست

ولی بخواجهء عطارگو٬ ستایش مشک

مکن که بوی خوش از مشتری نهانی نیست

نوشته شده توسط سودابه و سینا در چهارشنبه 1388/04/31 ساعت 16:0 | لینک ثابت |

 

 

" بسیارند کسانی که عمر خود را صرف جستجوی حقیقت می کنند

ولی تاب تحمل آنچه را که در این جستجو بدست می آورند ، ندارند . "

 

                                          ( نیچه )

 

 

نوشته شده توسط سودابه و سینا در یکشنبه 1388/04/21 ساعت 5:23 | لینک ثابت |

 

 

" آدمیزاد دو تا پا داره و دو تا اعتقاد ؛ یکی برای وقتی که حالش روبراهه و یکی هم برای موقعی که حالش خرابه . اسم این دومی رو گذاشته دین !

آدمیزاد جزو مهره دارانه و علاوه بر یه روح نامیرا ، از یه سرزمین آبا و اجدادی هم برخورداره ، تا زیاد به خودش نباله !

آدمیزاد به صورت طبیعی تولید می شه ، ولی حس می کنه طریقه ی به وجود اومدنش غیر طبیعی بوده ! برای همین زیاد دوست نداره راجع بهش حرف بزنه ! به وجود می آرنش ، اما ازش نمی پرسن خودش دلش می خواد یا نه !

آدمیزاد موجود به درد بخوریه ! آخه مرگ یه سرباز ، قیمت سهام نفت رو تو بازارای جهانی بالا می بره و مرگ یه معدنچی ، عایدی صاحب معدن رو زیاد می کنه . از فرهنگ و علم و هنرش که دیگه نگو !!!

آدمیزاد در کنار غریزه های تولید مثل و خوردن و آشامیدن ، دو علاقه ی مفرط دیگه هم داره : سر و صدا راه انداختن و گوش به حرف کسی ندادن !

می شه گفت آدمیزاد واقعآ موجودیه که همیشه موقع صحبت ، گوشش جای دیگه ایه ! اگه آدم عاقلی باشه ، حقشه که این کار رو بکنه ؛ آخه فقط به ندرت حرف حسابی از دهن کسی در می آد !!! چیزی که آدما با میل بهش گوش می دن ، وعده و وعیده !!! تملق و چاپلوسیه !!! تعریف و تمجیده !!! صلاحه که آدم همیشه سه درجه از حدی که خودش ممکن می دونه چاپلوسی کردناش رو غلیظ تر کنه !

آدمیزاد نسبت به همنوع خودش بخیله ! برای همینه که قانون رو درآورده ! می گه اگه من حق ندارم فلان کارو بکنم ، پس بقیه هم نبایست حقش رو داشته باشن !!!

برای اینکه خاطرت از کسی جمع بشه ، بهتره بری رو پشتش بنشینی . تا  وقتی روش نشستی ، خاطرت جمعه که از دستت در نمیره ! بعضی ها حتی به شخصیت افراد هم اطمینان می کنن !!!

آدما به دو دسته تقسیم می شن : مذکرا . . . .  ، مونثا . . . . .  ! افراد هر دو دسته چیزی دارن که اصطلاحآ بهش می گن احساس ! مطمئن ترین راه برانگیختن اون تحریک نقاط خاصی از ساختمون اعصابه . اون وقته که بعضی آدما از خودشون شعر پس می دن . . . . !!!

هر آدمیزادی یه جیگر ، یه طحال ، دو ریه ، و یه بیرق داره ! همه ی این چهار ارگان براش اهمیت حیاتی دارن . ممکنه آدمی جیگر ، طحال یا یه ریه نداشته باشه ، اما آدم بی بیرق پیدا نمی شه . . . .!!!

آدمای همراه وجود ندارن ! آدمای حاکم داریم و آدمای تحت حاکمیت ! با این وجود تا حالا نشده یه نفر به خودش حاکم بشه !!! آخه برده ی متخاصم همیشه زورش از اربابی که به حکومت کردن معتاد شده ، بیشتره ! هر آدمی نسبت به خودش ناتوانه !!!
آدمیزاد وقتی حس می کنه کمرش دیگه شل شده ، عالم و زاهد می شه . بعدشم از شیرینی لذات دنیوی چشم می پوشه ! اسم این کار رو می ذاره ؛ درون نگری !!!

آدمای پیر و جوون فکر می کنن نژاداشون با هم فرق می کنه !!! پیرا معمولآ یادشون می ره که خودشون یه موقعی جوون بودن یا یادشون می ره که دیگه پیر شدن !!! جوونا هم هیچ وقت حالیشون نمیشه اونا هم بالاخره یه روزی پیر می شن !!!

آدمیزاد دلش نمی خواد بمیره ! چون نمی دونه بعد از مرگ چی به سرش  می آد ! اما برای خودش خیال می کنه که می دونه !!! با این حال ، بازم دلش نمی خواد بمیره ! آخه می خواد همین زندگی رو یه کم دیگه ادامه بده . منظورش از یک کم . . . . .  تا ابده !!!

به علاوه آدمیزاد موجودیه که میخ می کوبه ، موزیک دلخراش می زنه و واق واق سگش رو در می آره .  بعضی وقتا هم آروم می گیره ؛ اما اون موقعیه که . . . دیگه مرده !!!

در کنار آدمیزادا موجوداتی هم وجود دارن به اسم  آنگلوساکسون و آمریکایی ها ؛ ولی ما هنوز درس اونا رو نخوندیم ! تازه از سال بعد کلاس حیوون شناسی داریم !!! "

 

                                                      کورت توخولوسکی 

                        ( برگرفته از کتاب : بعضی ها هیچ وقت نمی فهمند )

                         نشر افراز

 

          پ . ن - ۱ : اما خدایی مردم تا این پست رو بذارم  این دیگه چه وضعیه که درست کردند ؟!

 

پ . ن : کامنت عزیز گرامی ام ، سودابه ی عزیز ، به اندیشه ام واداشت . . . . اندیشه ی عزیزانی که وامدار محبّت آنان هستم ( ولی روزمره ی زندگی ، گاه چنان مرا اسیر خود می کند که  . . . . ) عزیزانی که هر یک جایگاه ویژه ای در قلب من دارند . . . .

 

مادر عزیز  صاحب وبلاگ وزین. . . . . .  www.man-maadaram.blogfa.com

( عزیزی که چه دیر او را شناختیم و چه زود از کف دادیم  ، روحش شاد  )

 

نسترن عزیز ( گرانمایه ای که حق استادی بر من دارد و یارغار من است و او را مونس خلوت و جلوتم می دانم ، عزیزی که همواره شکیبای ، نا شکیبایی هایم بوده  )

راضیه خانم ( که دوستش دارم ولی امان از نیش و کنایه ی زبان و قلمش !  )

غزاله ی عزیز ( که دلی زیبا به وسعت دریا دارد )

سوخته ی عزیز ( دّر نایابی که بسیار دوستش می دارم و همچنان در حسرت دیدار و بهره بردن از فیض حضورش )

شیوای عزیزم ( که دلی به پاکی و روشنی آیینه دارد )

نازنین عزیز ( که همواره از تلاشهای خستگی ناپذیرش در نقد و بررسی کلام حضرت مولانا ، بهره ها برده ام )

آنه ی بسیار عزیز و دوست داشتنی ( که گر چه از لحاظ فیزیکی دور از ماست ، ولی همواره عطر حضور سبزش ، یادآور گلهای زیبای بهاری است )

راحله خانم ( عزیز گرانقدری که همواره از اشعار روحنوازش محظوظ شده و لذت برده ام )

یکی یک دونه ی عزیزم ( که میداند بسیار دوستش می دارم )

سبای عزیز ( که طبیعتش چون طبیعتی که در آن زاده شده ، زیباست و دلنوشته های بر خاسته از عمق وجود نازنینش ، یادآور طبیعتی بکر و زیباست )

صبرینای عزیز (که به خاطر سیاسی نویسی ، برای دیدارش باید به زندان بشتابم  )

یاسمین عزیز ( عروس خانم عزیزی که امیدوارم شیطنتهای زیبایش ، حلاوت زندگی مشترکش را صد چندان کند  )

سبوی عزیز ( آزاد اندیشی که به دور از هرگونه تعصب ، با قلم شیوایش مدافع ارزشهاست )

خاتون خاله ی عزیز ( که کمتر می نویسد ؛ ولی بیشتر دوستش می دارم )

زیتون عزیزم ( که طبعی زیبا ، به لطافت و روانی آب جویباران دارد )

رویای رویاهایم ( که چون فرزندم دوستش می دارم  )

حاج محمد آقای عزیز (جوان برومندی که دوستی اش را سعادتی برای خود می دانم )

ماگنولیای عزیز ( که همچنان گرفتار مشکلات دانشگاه و تحصیل است )

سلمای نازنین ( که هبوطی دیگر است )

و . . . دیگر عزیزانی که ممکن است سهوآ نام مبارکشان از قلم افتاده باشد و یا عزیزانی که آمدند و رفتند ولی یاد و خاطره ی محبّت و صمیمیت آنان در دلم جاودانه است .

و در انتها از عزیزی نام می برم که خود صاحبخانه است و همواره از انفاس بهشتی او بهــره ها برده و تا ابد مرهون مهـــر و محبت بی شائبه ی او خواهم بود . . . . سودابه ی عزیزم .

 

این کلبه ی محقّر وامدار نور وجود یکایک شما عزیزان است . خاضعانه دست بوس همه ی شما بزرگواران هستم . از درگاه ایزد مناّن برای تمامی عزیزانم سلامت و نیکبختی آرزو می کنم .

 

در خلال یک ماه گذشته ، سالروز تولّد دو عزیز را داشته ام که متاسفانه نتوانستم خدمت آن عزیزان عرض ادب و تبریک داشته باشم ، که اینک فرصت را برای این امر مغتنم می شمارم ( هر چند که دیر می نماید و برای قصورم هیچ عذر تقصیری ندارم ، ولی برای آرزوی خیر نیز ، هیچگاه دیر نیست )

 

نسترن عزیزم

 که خجسته سالروز ولادت با سعادتش چهارم خرداد ماه بود

و سودابه ی عزیزم

 که اول تیرماه هر سال یادآور سالروز تولد مبارکش است .

 

عزیزانم  تولّدتان مبارک

 

بهترین آرزوهای سبزم تقدیم شما دو عزیزی که

به جان و دل دوستتان می دارم .

 

 

 

نوشته شده توسط سودابه و سینا در چهارشنبه 1388/04/03 ساعت 18:9 | لینک ثابت |