« ماسوله » ، « کندوان » ، « میمند » ، « پالنگان » ، « اورامان تخت » ، « ابیانه » و . . . . روستاهایی هستند با جاذبه های طبیعی ، تاریخی و گردشگری و دارای ویژگیهای خاص خود . شاید در این بین روستای « میمند » ( از توابع شهربابک واقع در استان کرمان ) با ویزگی متمایزش ( خانه هایی در دل صخره ها ) همواره اعجاب مرا برانگیخته و یا روستای « کندوان » در 62 کیلومتری جنوب غربی تبریز با خانه های سنگی کله قندی شکلش ( که در دل صخره ها بنا شده ) بیشتر فکر مرا به خود مشغول می دارد ؛ اما « ابیانه » نیز حکایتی دیگر دارد هر چند به شگفتی آن دو دیگر نباشد .
روستای « ابیانه » از بسیاری جهات مانند روستاهای « اورامان تخت » و « ماسوله » و « پالنگان » است ، با همان سبک معماری پله ای ( از بین این چهار روستای پله ای که دیده ام ، « اورامان تخت » بیشتر مرا مجذوب خود کرد ، هر چند که « پالنگان » را نیز بسیار دوست می دارم ) .
اما اینک . . . و باری دیگر مقصد من « ابیانه » بود ؛ روستایی سرخ فام در دره ای سرسبز به نام « برزرود » در 40 کیلومتری شمال غربی « نطنز » . در جاده ای پر پیچ و خم و زیبا ( که تصاویر طبیعت زیبای آن ، در پست پیشین مهمان چشمان عزیزان گردید ) . پس از گذر از روستاهای « هنجن » ، « یارند » ، « کمجان » ، « برز » و « طره » به روستای « ابیانه » یا به لفظ ساکنان محلی « ویونه = بیدستان » وارد می شویم . تاریخ قدمت « ابیانه » بطور دقیق روشن نیست ولی با توجه به نزدیکی آن به شهر « کاشان » برخی برآنند که تاریخ آنرا به تاریخ « تپه سیلک » پیوند زنند !
گویش مردم این روستا فارسی قدیم ( پهلوی اشکانی ) است .
پوشش لباس آنان به دوره ی ساسانیان باز می گردد . لباس مردان پیراهنی معمولی و شلواری سیاه ، بلند و بسیار گشاد است که آنرا « تمونه » می گویند . پوشش زنان ، چارقد ( روسری ) گلدار خوش رنگ و زیبا ، تنبان و پیراهنی پرچین است . با آنکه بسیاری از مردمان این روستا به شهرهای بزرگ مهاجرت نموده اند ، اما قانون نانوشته ی بر این روستا حاکم است که هر گاه مهاجران برای سرکشی به موطن خود می آیند ، فارغ از آنکه در کدام طبقه ی اجتماعی قرار دارند ، باید با البسه ی سنتی در روستا تردد نمایند .
وجود آتشکده ی هارپاک ( به جای مانده از عهد ساسانی ) و معبد هینزا ( معبد میترا یا نیایشگاه ناهید ) نشان از آیین مردمان این روستا تا قبل از ورود اسلام به آن است .
« ابیانه » شامل سه محله به نامهای پایین ده ، یسمان و پل می باشد .
اماکن تاریخی و دیدنی « ابیانه » شامل آتشکده ی هارپاک ، معبد هینزا ، مسجد جامع (با قدمت بیش از 1000 سال) ، مسجد پرزله ( مربوط به دوره ی ایلخانان ) ، مسجد حاجتگاه ( اوایل عصرصفوی ) ، امامزاده ی شاهزادگان عیسی و یحیی ( فرزندان امام موسی کاظم « ع » ) ، قلعه های « پاله همونه » ، « نزاتون » و « شکاکی » ، مزرعه ی گهه بالا ، غار پری هل ، و خانقاههای « برخونگاه » و « خانه ی اشرفی » و سایر اماکن طبیعی بسیار زیبایی که روستای « ابیانه » را در بر گرفته است .
پ . ن 1 : ناگفته نگذارم که دیدن جمله ی (Made in Japan ) بر روی چارقدهای برخی زنان روستایی کامم را بسیار تلخ کرد !!!![]()
پ . ن 2 : از تلخی گفتم ، جا دارد از شیرینی و مهمان نوازی مردم خونگرم این روستا نیز بگویم : پیرزن مهربانی که عکس او را به یادگار برداشتم ، بدون آنکه همدیگر را بشناسیم ، به من محبت زیادی نمود . دیدم چیزهایی را در نایلون می ریزد ، سوال کردم چیست ؟! در انبانی دست کرد و با مهر و محبتی زیاد مشتی برگه ی خشک شده در دستم ریخت و گفت : برگه ی سیب محصول روستاست . تشکر کردم و درخواست کردم به یادگار عکسی از ایشان بگیرم ( گرفتن عکس از زنان بدون اذن آنان در این روستا ممنوع است ) با مهربانی گفت : ای مادر ! چرا از من ؟! اما با همان مهر و محبت اجازه دادند تا تصویر صورت مهربانشان را به یادگار با خود داشته باشم .![]()
پ . ن 3 : در ادامه ی سفر برای ساعاتی چند به شهرستان « نطنز » رفتم که حکایت آن انشاءا... می ماند برای پست بعدی ( به شرط حیات )
همه ی فصول زیباست ، اما نمی دونم چرا فصل پاییز برام حال و هوایی دیگه داره ! سفر در فصل بهار رو دوست دارم ؛ اما مسافرت در پاییز یک چیز دیگه هست . طبیعت در فصل پاییز رنگ و بوی دیگه داره . دیدن رنگهای زیبایی که بر بوم نقاشی طبیعت نقش بسته ( خصوصآ اگه نم بارونی هم چاشنی اون شده باشه ) آدم رو جادو می کنه !!!
دیگه یادت می ره همین چند ساعت پیش ، چند صد کیلومتر دورتر ، توی ترافیک مشکلات ، دنبال یک مفرّ می گشتی . . . . درست مثل یکی از همین آدما ؛ سرت پر بود از هیاهوها و دلمشغولیهای رکود اقتصادی جهان ؛ مذاکرات پیدا و پنهان ! آلوده بودن برنج های اونور مرزی ؛ پاک بودن حساب ذخیره ی ارزی ! بسته شدن روزنامه ی چپ ؛ باز شدن دهان راست ! انگ زدن فلان به بهمان ؛ لنگ زدن کمیت دهقان ! انرژی هسته ای ؛ بار و بنشن بسته ای ! باز شدن بوشهر و فردو ؛ بسته شدن چالوس و هراز یا هر دو ! معایب وزیر زن در کابینه ؛ مزایای دکترای بدون پیشینه ! پایین آمدن قیمت مسکن ؛ بالا رفتن فشار خون اوس حسن ! بورس حبابی ؛ آرزوی رفع کم آبی ! پیشرفت در علوم فضایی ؛ پس رفت در احکام قضایی ! مشوق های صادراتی ؛ تنبیهات وارداتی ! بازی توتال برای سرمایه گذاری ؛ التماس وزارت نفت برای بهره برداری ! سیاست چماق و هویج ؛ برکناری لوکا بوناچیچ ! ساندویچ فلسفه ی اسپینوزا با سس افکار ویتگنشتاین ؛ فست فود فیلم صداها با دلی وری فرانکشتاین ! تردید در رویت هلال ماه ؛ مخلوط کردن آب تصفیه و چاه ! حکایت سینما و کتاب و ارشاد ؛ هزینه ی سمینارهای گل و گشاد ! دغدغه ی شهرداری برای زباله های بیمارستانی ؛ بی توجهی به چاله چوله های خیابانی ! حمله به مواضع طالبان ؛ عدم عذرخواهی غاصبان ! طرح تحول اقتصادی ؛ لایحه ی تنبیه بچه ی زیادی ! بهره برداری از طرحهای نیمه تمام ؛ مخابرات و اصل 44 و ارزش سهام ! . . . . . . . . . .
و حالا کیلو مترها دورم از همه ی این قیل و قالها !!!
ریه هام رو پر می کنم از آرامش . . . . . آخییییییییییییییییییش !!!
عطر دل انگیزی داره هوای فراموشی !
حتی به قدر یک نفس !!!
پ . ن ۱ : با این عکسها ، حال و هوایی تازه کنید تا برسیم به ابیانه ![]()






































